خرید بک لینک

بادبادكي به سوي خدا -قسمت سوم

دستام تواول زده بود ،طوري شده بود كه نمي تونستم خودكار تو دست بگيرم

معلم حرفه و فن وقتي متوجه شد كه جزو اش را يادداشت نمي كنم از من پرسيد :

پسر جان چرا نمي نويسي چرا منو نگاه مي كني!

گفتم :نمي تونم اقا دستم درد مي كنه

نگاهيكرد و گفت :منم سرم درد مي كنه،بلند شو بيا بيرون

رفتم پاي تخته ،خودكارشو گذاشت لاي انگشتاي دستم ،تا خواست فشار بده ، يك دفعه متوجه تاول دستم شد ، تازه فهميد كه چه خبره

سرش را پايين انداخت و با حالت ناراحتي پرسيد : دستت چي شده

برچسب: نویسنده: آریا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 13:45

صفحه بندی